جوانان عاشورايي اردكان

 
مجمع جوانان عاشورايي شهرستان اردكان به شما منتظر امام عصر(عج) خوش آمد مي گويد.

جوانان عاشورايي اردكان                       جوانان عاشورايي اردكان          جوانان عاشورايي اردكان

اسلام به بركت عاشورا در جهان مطرح شد ... همه بايد عاشورايي باشيم ... مقام عظماي ولايت حضرت آيت ا000 خامنه اي

حضرت امام صادق (ع) فرمودند:                   نزديكترين و پسنديده ترين بندگان به خدا بندگاني خواهند بود كه                   حجت خدا را در بين خود نبينند برايشان آشكار نباشد و ندانند كه                   او كجا زندگي ميكند ولي ميدانند كه حجتها و بينات خدا دروغ نيست.                   صبح و شام در انتظار فرج امام باشند و چيزي كه دشمنان خدا را سخت                   به خشم ميآورد اينست كه خدا حجت را بر ايشان غايب گرداند و آشكار                   نكند و دانسته شود كه اولياي خدا هيچ شك نميبرند و هرگاه خدا                   ميديد كه اولياي او شك خواهند كرد يك چشم بهم زدن هم حجت خود را                   غايت نميكرد. (كمال الدين ج 2 ص             9)

لوگوي ما

امام المهدي عج

 

جوانان عاشورايي اردكان

اي ز غم فراق تو جان مرا شكايتي

 

بر در تو نشسته ام منتظر عنايتي

عاشورا قلب زمان است و زمين و زمان در انتظار عاشورايي ديگر كه به  دستان بزرگ عاشورايي جهان هستي   يوسف  زيبا ي زهرا حضرت  امام عصر  ارواحنا له افداء و با ياري 313 عاشورايي  به  وقوع خواهد پيوست ...

صفحه اصلي
 ايميل ما
اطلاعيه هاي صادره از مجمع جوانان عاشورايي شهرستان اردكان
اردكان در شبكه
شهر المومنين
 

نوشتاري

ardakan

ashorae

براي عضويت در مجمع جوانان عاشورايي از طريق ايميل معرفي شده با ما تماس بگيريد و عزيزاني كه قصد راه اندازي مجمع جوانان عاشورايي در شهر خود را دارند مي توانند سريعا با ارسال پيامي اقدام فرمايند.

ZZZ

مجمع جوانان عاشورايي اردكان پذيراي نقطه نظرات و پيشنهادات شما عزيزان مي باشد

{{{{{

به زودي تقديم مي گردد  E

راهكارهاي عملي براي مبارزه با مفاسد اجتماعي

راهكارهاي عملي براي مقابله با معضل بد حجابي

راهكارهاي عملي براي معنوي شدن جامعه

اخبار فرهنگي  و اجتماعي شهرستان اردكان

ظهور نزديك است

 
 
 

پايگاههاي ويژه اهل بيت

* آل البيـــت (ع)

* امام علي (ع)

* حضرت فاطمه (س)

* امام حسـن (ع)

* امام حسين (ع)

* امام كاظـــم (ع)

* امام صـادق (ع)

* امام رضـــــا (ع)

* امام جـــواد (ع)

* امام هـادي (ع)

 

پايگاههاي ويژه امام عصر

http://www.imamalmahdi.com/

http://www.emammahdi.com/

http://www.hazratmahdi.com/

http://www.montazar.net/

http://www.mouood.org/

http://www.monjee.org/

 

 لوگوي دوستان عاشورايي

Sirabtarin Badiah Atash

سلام بر سحر خيز مدينه

zohor به سماوات دات كام خوش آمديد

 سرخ

 

... خواب خوب من

 آواي آتش

 

ياد باران

 

منتظر كوچك

 

 

 

rasanic.com/rocket

 




Lonelinesspaines
آسمان آبي||Blue Sky||به قلم حسين
سكوتنامه

خون بها














لينـــــك جمعي از اعضا

شميم ظهور

خواستن عبادت

الهدي

انتظار سبز

بشري

 خورشيد

بيا مهدي

سفرنامه آسمان

 سحر خيز مدينه

سلام بر مهدي (ع )

خاكسار آستان علي

دل منور كن

 بسوي ملكوت

طاووس بهشت

عدالتخواه

عــــروج

عشق : انتظار منتظر

كشتي پهلو گرفته

كبوتر حرم عشق

كوچه خلوت انتظار

گل نرجس

عاشورائيان

عصر ظهور

عطر نماز

علي ولي الله

عمليات مرصاد

غدير تجلي ظهور

ماركوپلو

مـنتظر

منتظران مهدي عج

مهدويت

مهدي فاطمه سلام

نباء 1425

همسفر مهتاب

يا كريم اهل بيت

سايت بچه هاي قلم

سايت امام المهدي

سايت امام مهدي

سايت حضرت مهدي

سايت منتظر

سايت موعود

سايت منجي

راه عشق

تاقديس

نگاهي به تربيت

بچه هاي قلم

 امام مهدي عج

وبلاگ هادي

سلامتي و فرج آقا امام زمان (عج) صلوات ختم بفرماييد.

سيّد
گمنام
شهيدان
جامونده
دوكوهه
مهر آب
ياد  عشق
حاج احمد
حاج همت
بيسيم چي
خيبر شكن
گروگان ها
شهيد باقري
شهيد باكري
شهيد خدامي
بچه هاي قلم
مرتضي و ما
شهيد ادواردو

خاطرات جبهه
منطقه ممنوعه

خاطرات اسارت
تخريبچي دوران
نابترين منتظران
ستاره ها مي آيند 

پايگاه هاي شهدا

شهيد چمران
دفاع مقدس
شهيد آويني
روايت فتح
سبكبالان
شاهدان
صبح
فكه

معرفيسايتهايآموزشي
دنياي كامپيوتر و ارتباطات
ابزارهاي فتوشاپ
همه جور آموزش
دنياي كامپيوتر
دانش كامپيوتر
رامين سافت
بزرگراه رايانه
رايانه

هكر

بامزي

وبلاگ هاي جوانان عاشورايي در سراسر ايران اسلامي
منتظر
الابرار
شكوفه
شيشو
بي دلان
«حزب‌الله»
شيدايي
استقلال
اژدري آنلاين
بيت الحسين
خورشيد برني
درد دل با خدا
دلشدگان تسنيم
سالهاي عاشقي
به سفيدي ياس
ارتش دامبلدور
بربال فرشتگان
برگهاي پاييزي
آواي سيمرغ
«نسيم ظهور»
«هلوع»
سنجد
«ديافه»
«آبدارخانه»
«منتظر مهدي»
كوچه خلوت انتظار
«درددلهاي‌يك‌روحاني»
صحراي عشق
  بشراي عزيزم
ناآرام
طولاني
منبرنت
كورش
عفه
شيعه
نيستان
مناظرات
خيبرشكن
....علي.ع.و
ريحانة النبي
كريم اهل بيت
علي ولي الله
خاكسار علي.ع
بانوي آسمان
بچه هاي قلم
عطرسيب
ياثارالله
بي برگ
انيس
زينب
پروا
كوچه
هلوع
ذوالجناح
دوره گرد
سيب خوشبو
نسيم ياس
اسلام و غرب
مختصر و مفيد
مدرسه عشق
معلمي از بهشت
منتظر المهدي
انصار المهدي
خادم المهدي
مجلس انس
سكوتنامه
بداية الله
شوريجه
عينكي
محدثه
جرعه
چفيه
صادق
ماركوپلو
مغزسالم
درياي آزاد
آشنايان
عشاق الزهرا.س
حيات خلوت
دلتنگ ايران
مرتضي و ما
غلام باباجون
حرف سي وسوم
ديده بان برج مينو
هجرت ازمن تا به او
شهيدمثل يك نمره بيس

امام علي

يا مهدي

يا زهرا
ابالفضل

فدك

حديث

ثارالله

بهشت
فطرس

مداحي

سبكبالان
آستان رضوي

گروه ياس
خانه ياس
گل ياس
نسيم ياس
«شكوفه ياس»
بچه هاي آفتاب
سحرخيز مدينه
شكوه انتظار
«طلبه نت»
«خيال يار»
«ياقوت سبز»
«نسيم ظهور»
چلوكباب
يالثارات
31000
بامزي
منتظر
الابرار
شكوفه
شيشو
بي دلان
«حزب‌الله»
شيدايي
استقلال
اژدري آنلاين
بيت الحسين
خورشيد برني
درد دل با خدا
دلشدگان تسنيم
سالهاي عاشقي
به سفيدي ياس
ارتش دامبلدور
بربال فرشتگان
برگهاي پاييزي
آواي سيمرغ
«نسيم ظهور»
«هلوع»
سنجد
«ديافه»
«آبدارخانه»
«منتظر مهدي»
كوچه خلوت انتظار

صحراي عشق
مجنون ولايت

 

 

پاره اي از مطالب مربوط به همايش بزرگ مهدويت را مي توانيد از لينك هاي زير تهيه فرماييد.

    نمايش انتظار  

                                                     قرآن و مهدويت                                                  

    گفتمان مهدويت   

  همايش از حضور تا ظهور

   دلم به انتظارتنشسته است ...

         اولين كتابخانه تخصصي مهدويت      

                        وظايف در عصر غيبت آيت ا000 صافي                     

    فلسفه مهدويت از  ديد گاه سيد محمد خاتمي 

     به زودي منتشر مي شود

كليپ هاي معنوي زير هديه اي است از سوي مجمع جوانان عاشورايي اردكان  براي شما كه مي خواهيد حال و هواي ذهن خود را معنوي تر كنيد

دعاي توسل به 14 معصوم عليهم السلام

امام علي ابن ابي طالب عليه السلام

ماجرا اين است  ياران ...

يابن طه ... يابن يس

ياران چه غريبانه

يار دبستاني

جوانان عاشورايي اردكان

 

{كليه يافته هاي search در ياهو از موضوع « حجاب»

{كليه يافته هاي search در گوگل از موضوع « حجاب»

 

majmae  javanane ashorae  ardakan

به نام خداي مهربان و رئوف

غروب نزديك است...

غروب  آسمان قلبي تنها

غروب سرد و غم انگيز چشمان پر از اشك و سينه پر از آه

در اين غروب تنهايي هنوز يادت نبض حياتم و خاطراتت جريان ملايم طپش بودن من است.

اسب رميده مهربانيهات ، خود را به نسيم فراق سپرده و از پهنه دشت پر هياهوي وجودم  بر ميخيزد و آواي رحيل مي نوازد.

بايد بمانم ... شب در راه است ... شب پره اي قرار است برايم از شهر خاطره ها نور اميدي بياورد ... منتظر خواهم ماند ...

دوباره رقص غروب مرا در ياد پيچ و تاب گيسوانت خواهد انداخت...

ناي ايستادن ندارم...

آري امشب ... سينه سوزان من صفا و قلب مهربان تو مروه ...

و وجود پريشانم كه هروله مي رود و ستاره عشقم كه سوسو كنان به نظاره نشسته...

و آن سوي اين دشت پر تلاطم جسم خاكيم ، چشمه جوشان زمزم است كه جاري محبت رااز عمق سوزان قلبم جرعه جرعه نصيب دشت شفق رنگ گونه مي كند.

دلم برات تنگ شده است...

كوچه پس كوچه هاي وجودم رابا  اشك و آه جارو زده ام ...

پهناي قلب كوچكم را براي حضورت گلريزان كرده ام...

آن روز كه پيمانه صبر را  ساقي ميكده هستي  به دستم داد ؛ يادم هست...

يادم هست...

گفت اگر مست فراق دلدار دلربايت هستي ننوش ، ...

و من نوشيدم...

نه پيمانه صبر را ...

پيمانه دلدادگي و ساغر محبت تو را...

جوانان عاشورايي اردكان

آتشي بر جانم افكندي به وسعت آسمان هاي بلند...

شب و روزم به روياي با تو بودن ، مي گذرد و روزگارانم به تحمل درد هجرانت...

به ياد بازيهاي كودكانه ام افتاده ام...

به ياد روزگاراني كه نه طپش قلبم را مي شناختم و نه آه درونم را...

روزگاراني كه هر آنچه را كه مي خواستم با گريه  به دست مي آوردم و دوست داشتن ، برايم  بازي لحظه اي بيش نبود...

و دوباره پس سالها...

غرش  ابرهاي  محبت و دلدادگي تمامي آسمان پرغرور سينه ام را در نورديده  و اين بار بارش ابر هاي ديده  نمي تواند دشت خشكيده احساس را به ترنمي تازه تر نمايد...

و قلبم ، دست نوازشگر مهربانيهات را از ياد نخواهد برد...

شب از پي روز مي آيد و روز ديگر از پي شب و هر لحظه اي برايم ارمغان تنهايي و فراق مي آورد  كه  كوله بار حضورم را سنگين تر خواهد كرد...

چشمان تاريكم در آرزوي برق نگاهت خواب  بر خود حرام كرده ...

به دستان لرزانم بارها ، چشيدن گرمي دستان پر محبتت را در روياهايم آموخته ام.

و در اين روياهاي بي انتها هزاران بار براي سينه پر از آهم در آغوش كشيدن تو را مشق كرده ام...

مرا نمي خواهي ...

باشد...

آخر اين چشمان پر از اشك و آهم چه گناهي كرده اند...

اين دو مرواريد غلطان دشت وجودم كه ديدنت را مي خواهند...

مرا نمي خواهي...

باشد ...

آخر اين لبهاي زخمي من كه در انتظار بوسه اي چشم براهت نشسته است چه كناهي دارند.

لبها ي زخمي مرا با نوازش بوسه هاي مهربانيت حياتي دوباره ببخش ..

امشب...

پروانه هاي خيالم شمعي براي ديدن مي خواهند...

امشب يك ستاره از جنس اميد سو سو كنان در كرانه هاي  دوردست آسمان برايم زمزمه تنهايي مي كرد...

دستي از لابلاي ابرهاي تيره و تار ، وسعت بي ادعاي افق را برايم ترسيم  كرد...

شايد اين پله هاي صعود تا اوج تنهايي باشد و شايد جادة عبور از يك روياي ساده...

نم نم باران را بر گونه هاي سبز چشمانم حس خواهم كرد ...؟؟؟

آيا مي شود از حجم ستاره گذشت...؟؟؟

ستاره چشمانش را بسته و آغوش به روي مرگ گشوده  و تمناي طلوع را زمزمه مي كند.

راه آسمان كدام طرف است...؟؟؟

شب پره ها چقدر از شب را حس كرده اند...؟؟؟

آيا مي توان درعبور شب جاري شد...؟؟؟

آن پنجره ... پنجره آسمان است ... مرا مي خواند...

من امشب براي ماندن نيامده ام...

نشستن در كنار پنجره را دوست ندارم...

افق برايم راز غرو ب را مي گويد...

ابرها مرا از  رفتن مي ترسانند...

چشمانم را به اميد پلك زدن ستاره لب طاقچه  نور خواهم گذارد...

دستانم خسته ، وجودم افسرده و گيسوانم در پهناي باد ...

همه در انتظار رسيدن باران ...

يعني امشب باران به مهماني ما خواهد آمد...؟؟؟

همهمه اي در آن گوشه ، سكوت خيالم را بر هم مي زند...

ابرهاي جوان به رسم ادب پيش پاي ابرهاي سالخورده قيام مي كنند...

عبور ابرها تماشايي است...

انگار ابر ها برايم چشمك مي زنند...!!!

نه ... طلوع است شايد ... آن هم در پهناي دور دست افق...؟؟؟!!!

نه شايد ستاره اي از آن سوي آسمان ...!!!

نه ...

همه به رسم تعظيم بر آستان اين نور سر مي نهند...

ابرها آغوش باز مي كنند...

آري مهتاب است...

مهتاب...

همه شاد باش مي دهند...

ستاره چشمانش را باز مي كند...

ابرها نقل و نبات مي ريزند...

ترسيم افق از خجالت  در گوشه اي مخفي مي شود...

پنجره مي خندد...

شب پره ها مي نشينند تا قصه شب را  از مهتاب بشنوند...

واي...

آنقدر گرم اين مهماني شده ام كه فراموش كردم قرار نبود كه بمانم...

بايد چشمانم را از لب طاقچه بردارم...

ديگر پلك زدن ستاره برايم معني ندارد...

ديگر ترسيم افق را نمي بينم...

شايد ديگر پله اي براي صعود نباشد...

و شايد سرماي شب تمام پنجره ها را ببندد...

و ابر ها بستر خواب افق را  پهن مي كنند...

باز هم ، من و تنهايي و شب...

باز هم آسمان خيالم بدون وسعت ولي تاريك...

باز هم دلتنگي...

واژه ها از دستانم مي گريزند...

لحظه ها حاضر نيستند حتي يك دم در كنارم بمانند...

بايد قدمي بردارم ، بايد شروع كنم ...

آخر از كجا...؟؟؟

به كدام طرف...؟؟؟

هر چه به چشمان شب نگاه مي كنم بيشتر مي ترسم...

سكوتش مرا حيران كرده است...

چاره اي ندارم...

چشمانم را مي بندم...

قدم به قدم...

 گامهاي خسته ام را بلند تر بر مي دارم...

 به دنبال لحظه ها به راه مي افتم...

پاي عبورم را به  روي جا پاي لحظه ها مي گذارم...

عبور را حس مي كنم...

ولي ...

...

 
 

دلم برايت تنگ شده است.و يادت چون رقاصه اي تمام ميكدة وجودم را بر هم را بر هم ريخته و فرهاد وجودم تيشة انتظار بر بيستون خيالت مي كوبد. و نگاه مجنونم در صف خريداران آن ليلايي نشسته است كه بيايد و ظرف وصال او را بر زمين زده و بشكند... شقاقهاي دلم بي تو پژمرده اند... بي تو ناي بودن ندارم... قامت افكارم  با تبر خيالت آشناست...و گلدان روحم را بي تو در كنار هيچ پنجره اي نخواهم گذاشت...بي تو گونه هاي هيچ سيبي سرخ نمي شود...بي تو گلبرگهاي هيچ غنچه اي باز نمي شود...بي تو هيچ دستي كرامت آسمان سينه را نمي فهمد...و دل بي تو در حيران ترين بيابانهاي خيال سرگردان است...

 

و آسمان چه ميداند كه قفس چيست؟،،،
و نسيم هم از درد بي خبر است؟...

و پروانه تنهايي را نمي شناسد...

هجوم موجها براي چيست؟...

چرا درياي وجودم طوفانيست؟...

چرا آسمان دلم ابريست؟...

چرا شمع وجودم نوري نمي دهد در هنگام سوختن؟...

به حسرت يك قطره شبنم ، چه شبها را در زير بوته هاي اقاقي گونه هايم به سحر رسانيدم و تنها صداي زمزمة مرگ شب پره ها سوهان روحم بود.

چه لحظه هاي قشنگي را كه در كنار تارهاي در هم تنيدة عنكبوتان سرنوشتم  شعر عبور سرودم ...

و چه سحر گاهانِ غفلت را كه در آن سوي دشت تنهايي طلوع رفتن را به انتظار نشستم...

هنوز هم قطره قطره ترنم دلتنگي از تاول خشكيدة لبهاي زخم خورده ام مي چكد...

و هنوز ميراث بودنم  با دستان سياه هيولاي زمان به يغما ميرود...

تقدير...

تقدير تمامي فصلهاي كتاب زندگيم را با زمستاني ترين واژه ها تحرير كرده...

و صفحات در هم دفتر بودنم را فقط با مشق دلتنگي آذين مي كنم...

و برگهاي صحيفة وجودم ، تنها فصل خزان را تجربه كرده اند...

كاش د راين كوچه هاي تاريك و پيچ در پيچ عبور ، سياهچال ندامتي پيدا مي شد و لحظه اي روح آزرده ام را به ميهماني  مرور خاطرات مي برد.

هق هق چشمانم لرزه براندام خستة قلبم انداخته و نبض سكوتم را بر هم زده.

و اين ابر سنگين تباهي هاست  كه آسمان چشمانم را در آغوش كشيده و اميد را چند گاهي است به انتظار برق نگاهي نشانده...

يعني مي شود اشك آسمان را لمس كرد؟

و هق هق ستاره را در آغوش كشيد؟

يعني ميله هاي قفس را مي توان فهميد؟

و سوختن پروانه ها را مي توان شنيد؟

بايد اين ساحل خيالي را تنها رها كنم....

و بايد تاريكي امشب را در آغوش سرد خود سخت بفشارم...

 

 

به نام او كه دل را براي دل بستن آفريد...

شبي كه آسمان دلم بي فروغ بود

و ا زكرانه دشت غرور من

صداي پاي طلوعي به گوش نمي رسيد

و از ستاره و شب هم خبر نبود...

و در عبور پر از غصه هاي تنهايي

و در برابر طوفان دلتنگي

زير سايه اي بودم

چشمها بسته

سينه ام خسته

توان جاري يك اراده

نداشتم من

و ناگاه...

آسمان ، پر از ابر آبي رحمت

و جويبار هاي اميد

لبريز از اراده ناب

و چشم باز كردم

در اولين نگاه

رنگين كمان مهرباني و عاطفه بود

و آهوان محبت

كنار جويبار اميد

صف كشيده تا آن دشت

و دشت خاطره ها

كرانه اش سپيد

و برف مهر  ،  روي سبزه هاش باريده

كمي تا ميانه آن دشت

كنار جاده هاي راه راه حقيقت

روزنه اي هست

به رنگ حجم دل من

و من...

اسير رقص همان آهوان گريزانم

به زير آبشار پر از حجم روشنايي عشق

و در پناه غرش ابرهاي غرور

حرير مي غلطد

دو پله

دو نردبان عطوفت

دو دشت

دو كوچه تا رسيدن دل تا حريم عشق

و در تقاطع آن كوچه هاي رويايي

هزار حس غريبه هميشه حيرانند

اسير حس غريبم

و با ورود به آن كوچه هاي رويايي

تا حريم عشق خواهم رفت

...

كنار كوچه اي از جنس مهر راهي هست

به سوي ميكده نور

به آسمان غريب...

و ساحلي كه در آن دور دستهاي اميد

در آغوش كشيده ،

 حجم دلتنگي من را

و پروانه  هاي حجم وجود

آهسته مي خوابند...

به روي انحناي كوچه باغهاي نگاه

...

و در آن لحظه  كه آسمان خنديد

پروانه هاي پريشان دشت هاي اميد

پرزنان به سوي كوچه هاي رويايي

نغمه مي كردند...

و در كنار همان كوچه هاي رويايي

كه هر قدم

گلبوته ناز روييده

سحر

به غنچه گلبوته ها مي خندند

پروانه مي رقصيد

به روي گلبرگهاي پر از جنس آشنايي و مهر

و پروانه هاي پريشان دشت هاي اميد

به روي دامن گلبرگهاي  غريب

خوابيدند...

چه لحظه ايست ،  آن وقت...

...

ستاره از افق آسمان نگاه

و مهتاب از كرانه دور دست غروب

و ابر از پس شاخه هاي روشن صبح

به اين ترنم عشق خنديدند...

 

به ياد او

رنگ غروب تصويري از يادت را بر روح آشفته ام نقش مي  زند و كرانه هاي درياي آرام چشمانم در رويايي كه غرق در نظاره ي پيچ و تاب گيسوانت شده ، با موجهاي اميد آشنا مي شود.

 سالهاست  سينه ام با آتش فراقت مي سوزد ...

سالهاست كه هر صبحدم مشتي از خاكستر  سينه سوخته ام را به دستان مهربان نسيم سحرگاهي مي سپارم تا اگر سر بر آستان  مسير عبورت نهاد ، بر خاك قدمهايت بريزد.

پله پله تا اوج تجسم نگاهت پيش رفته ام  ولي رنگ نگاهت حجم آرزوهايم را در برگرفته و طعنه غرور بر قامت افسرده خيالم مي كوبد.

غروب كه با قهقهه مستانه اش از راه مي رسد ، دوباره بر اشكهاي تنهايي من مي خندد و جاده ي انتظار را به طعنه برايم ، در آسمان نيلگون با خطوط مبهم و در رنگهاي افسرده نقاشي مي كند .

و در آن لحظه بايدگلدان كوچك اميدم را روي تاقچه باريك انتظار در كنار پنجره خيالي يادت بگذارم شايد شبنم مهربانيهايت دست نوازشي بر گلبرگهاي پژمرده نيلوفرهاي احساسم بكشد.

غروب هم نمي تواند افسار روياهاي شيرين مرا در دست بگيرد ،

 هر چند هر روز برايم از باغچه هستي  رنگ هاي معصوميت و اندوه  به ارمغان مي آورد ولي باز هم دلش برايم مي سوزد .

 آري اين غروب سنگ دل كه خورشيد هستي بخش را از آغوش گلهاي وحشي دور مي كند و در عمق دلِ سنگي و بي احساس خود مخفي مي سازد ،

 دلش برايم مي سوزد ...

 به چشمانم نگاهي مي اندازد ...

 و سرافكنده در زير باران سياهي شب  برايم دعا مي كند ...

صداي دعايش را در لابلاي زوزه بادهاي سرد زمستاني هر شب حس مي كنم...

 

و شب...

اين تن پوش سياه آسمان...

آيينه تمام نماي رخساره خندان ستاره ها...

دوستش دارم...

شب را مي گويم...

شب در آغوش سكوت و سياهش هزاران ستاره خندان را جاي داده

دوستش دارم ،‌

چون هر شب آغوش مهربانش را برايم مي گشاد تا  در كوچه پس كوچه هاي لحظات تاريكش به دنبال  رد پايي از تو باشم.

چه شبها كه در اين كوچه هاي تنگ و باريك ، عطر عبورت مرا سرمست مي كند و چشمانم را تا خود صبح به كرانه بودن مي سپارم تا شايد  در لابلاي سوسوي ستاره هاي خندان مسير نوراني عبورت را بيابد ...           ادامه مي خواهد

16/دي /1383

از سايتهاي اسلامي و قرآني هم ديدن فرماييد

سايت هاي مهدويت

http://www.mahdithepromisid.com/

 

www.al-mahdi.org

 

www.yamahdi.com

  

http://www.hadyat.org/

 

http://www.mahdiayat.fotopages.com/

 

www.ejlasmahdi.com

 

www.almahdi.edu

 

www.shia.org/ImamMehdi.html

 

http://www.shianews.com/

 

http://www.islamicweb.com/

 

http://www.al-qiyamah.org/

 

http://www.rafed.net/

 

http://www.montazar.net/

 

http://www.albalagh.net/

 

http://www.baqiatollah.org/

 

www.ahl-ul-bayt.org

 

www.hawzah.net

 

http://www.al-shia.com

 

http://mazaheb.com

 

جوانان عاشورايي اردكان ardakan

به نام دوست...

سخت حيران وپريشانم از روزگارم ...

 روزگاري كه وفايي  به كسي نكرده است و راهي براي عبور براي هيچ رهگذري باز ننموده است.

احساس عجيبي دارم .

وبه خدا قسم كه حتي نميتوانم  احساسم را به زبان بياورم .

همانند انساني كه مرگ وملكوت الموت را پشت خانه  خود مي بيند كه انتظا ربيرون رفتنش را ميكشد

آري اين بدان معنا نيست كه از مرگ هرا سي داشته باشم .خير ... مرگ را تنها داروي شفا بخش الام ودردهايم ميدانم.ولي احساس سرد ومبهمي مرا فراگرفته است ورهايم نميكند وچونان خنجرهاي آتشين نيش بر روحم فرو ميبرند  . سوزانم ؛حيران و بي قرارم؛احساس سردي ميكنم ميخواهم گريه كنم ولي بغضي سنگين بتمام وجودم راميفشارد .چشمهايم براي يك قطره اشك ريختن تمنا ميكندوسينه ام براي سوختن تمام كوچه هاي تاريكش راآماده مي سازد. وشايد هق هق آرام وبي سرو صداي گريه استكه چون مرهمي  بر تمام زخمهاي دلم مهر سكوت ميگذارد ؟!

چرا ؟ چرا ؟چرا؟ چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟رچا؟چرا؟چرا؟.............

وشايد وجودم مي سوزد ؟!

سردي وانجماد وياس وتنهايي تمام نفسم را فرا گرفته است.

گامهاي بودنم در زنجير وحصار.... تاب پيمودن ندارد ميخواهم فرياد  برآورم وبنالم بخاطر...   

خوشا بحال تواي ديده كه اين چنين عقده هايترا با اشك ريختن خالي  ميكني وخوشابه حال گونه هاي سردكه گرماي محبت آميز اشكهارابرخود ميخراماند .وخوشا به حال لب وشانه هايي  كه لرزان لرزان آمدن گريه را به استقبال نشسته اند .

وديگر از زنده بودن خسته شدم ؟ !

از بازار ،ازاداره،ازدوستان ،ازاقوام،ازخوردن،ازخوابيدن،ازآمدن،ازرفتن،از خيابان ،ازجاده،از كوچه، اززنده بودن واز......

خسته شدم ،از همه چيزوهمه كس بيزارم...............

ديگر نه دوستي ميخواهم ونه دنيايي و نه مالي ميخواهم ونه ....

ديگر نميخواهم به ديدن به گوش دادن به حس كردن ادامه دهم .... مي خواهم بروم.

مي خواهم امشب را تا صبح ناله بزنم واز خدا طلب رفتن كنم.

خدايا....................

خدايا ،بودن برايم بس است .

خدايا، ماندن برايم بس است.

خدايا،سوختن برايم بس است.

خدايا ميخواهم قفس تن را بشكنم وبسويت بيايم.

واگرمي شدتا صبح اشك مي ريختم تا اشك چشمم تمام شود وخون گريه مي كردم.

اي خدا ................

التماس ميكنم وخواهش ميكنم مرا به سوي خود بخوان.

خدايا...................

ميدانم لياقت آمدن ندارم.

ميدانم لياقت خوب  شدن ندارم.

ميدانم لياقت با تو حرف زدن ندارم .

ميدانم كه آتش دوزخت را برايم مهيا نمودهاي.

ميدانم كه بوي بهشت تو را هم نخواهم شنيد ....

ميدانم كه رو سياهترين بنده هايت  هستم ........

ميدانم آلوده و شيطا ني هستم ......................

ميدانم....................................................

ميدانم.........................................

ميدانم............................

ميدانم...............

ولي ،خدايا لطفي كن ومرا صدا بزن.......مرا به سوي خودت ببر .....

اگر مرا به جهنمت  هم ميبري ،مرا ببر.......

ميخواهم از اين دنيا  خلاص شوم ......

ميخواهم از سوختن در اينجا خلاص شوم...

آنجا هر چه خواستي مرا  بسوزان........

 مطالبي مفيد و خواندني از جوانان عاشورايي سراسر جهان
? هر روز صفحه اول روزنامه هاي جهان رو بخونيد
?
در جواب بهائيها
?
سيماي زنان در زمان نزديك ظهور
?
ANTI GEORGE BUSH
?
خلفاى راشدين
?
Arabian Gulf
?
الخليج العربي
?
عقيده به ظهور حضرت مهدى(عج) از نظر اقوام و اديان
?
تصاويري فوق‌العاده دردناك از جنايات وحشتناك جورج بوش!
?
Top-ابزار اوقات شرعي جهان
?
به وبلاگ مهدويت امتياز دهيد
?
سايت علمي پژوهشي يهود
?
تقويم وقت هاي نماز در شهر هاي آمريكا
?
وبلاگ مهدويت در تاپ10 ياهو             

 ? سايت شيعيان مهدوي آمريكا
?
تالار همايش انگليزي كافي
?
دانشگاه شيعه لندن
?
ITNA-اخبار فناوري اطلاعات
?
دانشگاه فناوري و انفورماتيك شيعه لندن
?
يوسف زهرا (عج)
?
سايت روزانه امام مهدي (عج)
?
شبكه اطلاع رساني امام مهدي (عج)

?
مركز اطلاع رساني شيعه
?
حافظان قران
?
دفتر ايت الله سيستاني (دامه ظله)
?
همراه با پدر مهربان و جوانان مخلص پيروان حضرت حجت
?
thaqalayn
?
شناخت و نحوه شناخت امام زمان (عج)
?
ايراني سوفت-irani soft
?
bahai research team
?
دانستني هاي پزشكي
?
حضرت زينب (س)
?
شبكه امام رضا (ع) از مشهد
?
مركز عقاعده اسلامي شيعه به زبان عربي
?
شبكه اسلام شيعه رافد به زبان عربي و انگليزي
?
شبكه امام كاظم (ع) به زبان عربي
?
Persian Poetry
?
دفتر مرحوم آيت الله خوئي( ره) نيو يورك(NY)
?
تماشگه راز
?
مركز اسلامي الزهراء (كنساس سيتي)
?
مكاني براي جوستجو كردن مراكز و دفاتر شيعه در تمام نقاط دنيا
?
از شير مرغ تا جون ادميزاد در اين سايت اسلامي شيعه تهران موجود مي باشد.
?
آخرين اخبار پزشكي به زبان فارسي
?
بسويه ظهور TV
?
D.r Elahi Ghomshei
?
ذاكرين
?
آخرين ستاره شب
?
راهيل
?
من و دلتنگ(سميرا)
?
شميم ظهور
?
علي ولي الله
?
شوريجه
?
امام مهدي (عج)
?
رسول عشق
?
يه عشق اسموني
?
محبت و زيبائي
?
بازگشت به خدا
?
آسمون آبي خدا
?
بشرا
?
پيام محبت
?
در اوج تنهائي ...
?
علي ولي الله (2)
?
چشم انتظاران مهدي عج
?
همسفر مهتاب
?
ياد باران
?
ساقور
?
يا ايها المسلمون اتحدوا
?
ديوونه غربتي! (هم شهري)
?
نسيم ظهور
?
انتظار سبز
? حريم ياس
? سوشيانس
(عج)

براي شادي ارواح طيبه شهدا و امام شهدا صلوات

براي تماس با ما مي توانيد به نشاني الكترونيكي زير پيام يا مايل بدهيد

ashorae_313@yahoo.com

majmae  javanane  ashorae  ardakan

  :جستجو

با سرعتي بي‏نظير و باورنكردني
متن يادداشت‏ها و پيام‏ها را بكاويد!

استفاده از مطالب و تصويرهاي قشنگ قشنگ اين وبلاگ حتي بدون ذكر منبع هم بلامانع ميباشد نقطه

Powerd by : عاشورايي
سلامتي امام زمان صلوات